روشي نوين براي اندازهگيري هيدرازين
|
محققان دانشگاه تبريز، به کمک الکترودهاي اصلاح شده با نانوذرات نقره، موفق به اندازهگيري هيدرازين با هزينهي کمتري شدند.
گزارشهاي موجود از مسموميتهاي حاد خوراکي با هيدرازين حاکي از آن است که خوردن حدود 20 تا 50 ميليليتر هيدرازين ميتواند مرگآور باشد. سرطانزايي هيدرازين در جانوران آزمايشگاهي به اثبات رسيدهاست، ولي در مورد انسان، دادههاي کافي براي چنين ادعايي وجود ندارد. بدين ترتيب، اندازهگيري هيدرازين موضوع مهمي است که محققان تبريزي گام مهمي در اين جهت برداشتهاند.
دکتر ميرقاسم حسيني، دانشيار دانشگاه تبريز، در گفتگو با بخش خبري سايت ستاد ويژهي توسعهي فناوري نانو با بيان اين مطلب که «ارزانترين، سادهترين و در عين حال دقيقترين روش براي اندازهگيري هيدرازين، روشهاي الکتروشيميايي است»، افزود: «مشکل عمده در اندازهگيري هيدرازين با الکترودهاي جامد، وجود تمايل نسبتا زياد اکسيداسيون آن است. البته فلزاتي مانند طلا، پلاتين و نقره براي اکسايش آندي هيدرازين مناسب هستند اما به دليل محدوديتهاي اقتصادي، استفاده از اين فلزات در صنعت مقرون به صرفه نيست».
وي راهحل اين مسئله را استفاده از «اصلاحگرهاي سطح الکترود» دانست و اظهار داشت: «در اين راستا، در پژوهش حاضر از فلز تيتانيم به عنوان زيرلايه استفاده شدهاست».
دکتر حسيني در ادامه اذعان داشت: «تيتانيم فلز فعالي است که به سرعت در هواي معمولي، اکسيد ميشود و لايهاي غيريکنواخت و چسبنده از اکسيد تيتانيم روي سطح آن ايجاد ميشود. بنابراين اولين مرحله، برداشتن اين زيرلايه است که با استفاده از روشهاي مختلف، امکانپذير است. بعد از حذف زيرلايه از روي سطح تيتانيم، به کمک روش الکتروپليمريزاسيون، پوششي از پليآنيلين و در ادامه نانوذرات نقره را روي اين پوشش پليمري ايجاد نموديم و در نهايت، فعاليت الکتروکاتاليستي آن را در فرايند اکسيداسيون الکتروشيميايي هيدرازين بررسي کرديم».
دانشيار دانشگاه تبريز نتيجه اين پژوهش را، تهيهي الکترودي با مساحت سطح زياد، فعاليت الکتروکاتاليستي بالا و قيمت تمام شده پايين بيان کرد که در مقايسه با الکترود نقره، فعاليت الکتروکاتاليستي بيشتري دارد.
دکتر حسيني در پايان تاکيد کرد: «در ادامه نيز سعي داريم که با بررسي زيرساختهاي موجود در کشور، اين کار را به مرحلهي تجاريسازي برسانيم. البته ناگفته نماند که حمايت سازمانهاي دخيل در اين مسير، لازم و ضروري است».
اين پروژه با همکاري آقاي محمدمحسن مومني هامانه انجام شده و جزئيات آن در مجلهي MKS است. '> MKS است. '> J Mater Sci (جلد 45، صفحات 3310- 3304، سال 2010) منتشر شدهاست. |